هفت چیزی که (در ایران) باید دوباره طراحی شوند

پویان بیزه، ۹۸/۸/۱

Abali2

در لابراتوار نوآوری شهر آینده اولین گام ما در راه خلاقیت فکر کردن انتقادی نسبت به همه‌ی چیزهاییست که به صورت روزمره می‌بینیم؛ چه چیزهایی هنوز می‌توانند «بهتر» باشند. از طرف دیگر در ایران ما با انبوه پدیده‌هایی مواجهیم که طی آن‌ها یک اتفاق بومی روی یک بستر وارداتی (یا بالعکس) سوار شده. بعضی مواقع این ترکیب از سر شانس یا دقت در طراحی همنشینی مناسبی را بوجود آورده و همه‌ی جوانب کار را در نظر می‌گیرد. با این همه  در بسیاری از موارد این موضوع وضعیت‌هایی را خلق می‌کند که نیازمند بازطراحی اساسی است.

در یادداشت پیش رو هفت مورد از این پدیده‌ها را به شما معرفی می‌کنیم که ما معتقدیم بیش از همه به بازطراحی نیاز دارند. بدیهی است که اگر باب طراحی هر یک از این چیزها باز شود مسائل و جوانب زیادی باید بررسی شوند که همه‌ی آن‌ها در حوصله‌ی این یادداشت کوتاه نیست.

۱. دستگاه پوز

دستگاه پوز البته یک مشکل جهانی است اما در تقابل با فرهنگ ما ماجرا کمی بغرنج‌تر هم شده‌است. دستگاه‌های پوز در ایران هر ماه ۲۳ میلیارد تومان کاغذ تولید می‌کنند در حالی که رسیدشان در هیچ مرجعی ارزش حقوقی ندارد (ایرنا). به‌علاوه، شما هر روز بارها رمز کارت بانکی‌تان را در اختیار آدم‌هایی می‌گذارید که نمی‌شناسید. اضافه کردن یک کی‌پد جدید برای مشتری و بی‌سیم کردن دستگاه‌ها هم با این که کمک‌کننده بوده نتوانسته آن‌طور که باید مشکل را حل کند و دلیلش هم ساده‌است؛ مشکل ابعادی فرهنگی‌ و اجتماعی دارد که با رویکرد مهندسی صرف قابل حل نیست.

۲. تاکسی خطی

سرویس تاکسی خطی سال‌هاست که در تهران برقرار است و اتفاقا تا حدود زیادی خوب و بی‌نقص کار می‌کند. یکی از ایرادهای اصلی این سرویس نشستن مسافر روی صندلی وسط در ردیف عقب است که عمدتاً تعرض، مشکل تنگی جای نشستن، و شرایط عجیب و غریب پیاده و سوار شدن را به همراه دارد. البته این سرویس مشکلاتی در سطوح دیگر هم دارد که مانند کلاف سر در گم سالهاست با آن دسته پنجه نرم می‌کنیم؛ مساله‌ی صف تاکسی، نبود اعتماد به راننده‌های شخصی، و حل معادلات پیچیده‌ی ترتیب سوار‌شدن از جمله‌ی این مورد‌ها است. فراموش نکنید در این حوزه ۳ اپلیکیشن (تومن، فون‌پی، و ریالو) فعال وجود دارد که مشکل پرداخت را حل کرده ولی ظاهراً کسی به فکر حل باقی مسائل نیست.

۳. شلنگ توالت فرنگی

مساله خیلی واضح است: این دو محصول با در نظرگرفتن یکدیگر و به منظور استفاده‌ی  توامان طراحی نشده‌اند. نتیجه‌ی آن هم تجربه‌ی کاربری نا‌خوشایند هر روزه‌ی بسیاری از ما در استفاده از سرویس بهداشتی است. خیس شدن لباس و برخورد شلنگ به بدن یک نوع از این مشکلات است و مواجهه با نشیمنگاه خیس به یادگار از فرد قبلی نوع دیگر آن.

۴. بقالی‌

تا همین چند سال پیش که اطلاق واژه‌ی «سوپر مارکت» به بقالی‌ها فقط در حد حرف بود و به عمل در نیامده‌بود، این مشکل اصلا وجود نداشت. شما به بقالی می‌رفتید و از فروشنده تقاضا می‌کردید برایتان کالا‌ها را به پیشخوان بیاورد. اما روند این سرویس رفته رفته دچار تغییر شد. مشتری‌ها ترجیح می‌دهند (و البته فروشنده‌ها استقبال می‌کنند) که خودشان کالاهای متنوع را ببینند و انتخاب کنند. نتیجه‌ی این تمایلات در بستر همان مغازه‌هایی که برای بقالی بودن طراحی (یا طرح‌ریزی) شده بودند راهروهای تنگی است که مجبورتان می‌کند بین دو گزینه انتخاب کنید؛ تنه‌زدن به نفر روبرویی یا ریختن اجناس روی زمین.

۵. کولر آبی

مصرف بالای آب و برق، پرت بالای حرارتی، و تولید صدای زیاد، در شهری که از هر‌سه‌ی این‌ها اشباع شده، تازه شروع لیست مسائل کولر آبی است. به علاوه، مشکلات متعدد در نگهداری (تسمه، پمپ، موتور، پوشال، و…) و استهلاک سریع، شما را مطمئن می‌کند که یک یا چند جای کار این محصول مشکل دارد. با این وجود به دلیل خشکی نسبی هوا در تهران کماکان مطبوع‌ترین سرمایش از کانال همین کولرها می‌وزد.

۶. نانوایی

نان سنتی ایرانی طی چند ساعت بعد از پخت بالاترین کیفیت را دارد و نگهداری از نان تازه در خانه هم وظیفه‌ی سختی است. خرید مستمر نان در روز هم برای همه میسر نیست، اضافه کنید صف تقریباً همیشگی نانوایی‌ها را. اگر می‌شد برای هر وعده‌ی غذایی نان تازه از تنور بیرون‌آمده می‌داشتیم چقدر تجربه‌ی غذا‌خوردن جذاب‌تر می‌شد؟ خوردن نان تازه و با کیفیت همیشه یک استثنا است؛ قائده یا نان کهنه و بیات است یا نان فریز شده‌ی گرم شده در مایکروویو و همه‌ی ما تفاوت این‌ها را با تجربه‌ی نان تازه می‌دانیم.

۷. بسته‌بندی دوغ گازدار

«نبوغ ایرانی» به تولید یک نوشیدنی گازدار ناهمگن منتهی شده و از خوب (یا بد روزگار) این نوشیدنی واقعا خوشمزه و به طبع  پرطرفدار است. همه‌ی ما اما تجربه‌ی هم زدن دوغ گازدار و ریختن آن روی لباس، فرش، میز غذا، و غیره را داریم؛ لباس‌ها و سر و صورتمان لک می‌شوند و نوشیدنی مورد علاقه‌مان هم حرام می‌شود. آیا واقعا هیچ راهی برای بهبود این تجربه‌ی پر تکرار وجود ندارد؟